بیتوته بیتوته کوتاهی‌ست جهان در فاصله‌ی گناه و دوزخ... خورشید همچون دشنامی برمی‌آید و روز شرمساری جبران ناپذیری‌ست ...آه پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگو

X
تبلیغات
نماشا
رایتل
بیتوته
بیتوته
شعر و ادب
مرداد 1394
ش ی د س چ پ ج
1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31
آرشیو

اخبار فرهنگی هنری

شرق

همشهری

آفتاب یزد

ایران

خبرگزاری مهر

ایسنا

ایرنا

خبرگزاری فارس

بی.بی.سی.پرشین

بازتاب

روز آن لاین



موضوع بندی
دوشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1384
داستانک ( علی جهانیان )

باید کار را تمام می کرد...تفنگ

فشار زیادی به شانه هایش وارد می شد. گاهی ناخودآگاه می لرزید، اما ...

باید کار را تمام می کرد.

می توانست در آن تاریکی نور محوی را ببیند، یک چشمش رابست ، اینبار با یک چشم بهتر می توانست ببیند.

دفعه ی اولی نبود که می خواست شلیک کند ، اما در آن تاریکی بار اول بود ...

دستش را به روی ماشه برد.

دستش از خستگی می لرزید، می توانست عرق سردی را که از پیشانی اش بروی گونه اش می غلتید را براحتی احساس کند.

باید کار را تمام می کرد...

ماشه را چکاند...

-

... لامپها روشن شد...

               ... صدای کف و سوت ...

                           او درست به وسط دایره ی سیاه زده بود.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 260520


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

علاقه مند به شعر و ادبیات... و نیروگاه با توجه به رشته ی تحصیلی (مهندسی مکانیک نیروگاه دانشگاه صنعت آب و برق تهران) در زمینه های مختلف نیروگاهی علاقه مند پژوهش و یادگیری هستم. ایمیل: jahanian4272@gmail.com
شناسنامه کامل من...

add home page
تابلو طلا